Ethice4- درس 2

درس 2- چه دلایلی برای اثبات وجود خداوند میتوان بیان نمود؟

  • هر چیزی که در این جهان وجود دارد حتما باید سازنده ای داشته باشد خانه ای که در آن زندگی میکنیم مهندسی آن را بنا نموده است، کامپیوتر یا مبایلی که در دست ما است یک متخصصی آن را درست کرده است، میوه ها وسبزیجاتی که میخوریم حتما باید یک کشاورزی آنها را کشت کرده باشد وهمینطور مدادی که در دست ما است باید یک سازنده ای آن را ساخته باشد، پس چگونه میتوانیم بگوییم که آسمانی به این عظمت ودریاهایی به این بزرگی واقیانوسهایی به این عظمت وحیواناتی که سالیانه بشر در حال کشف کردن آنها است وحد وحصری ندارند و کهکشانهای بزرگی که فضانوردان سالانه در آنها امور جدیدی را کشف میکنند به شکل اتفاقی وتصادفی بوجود آمده باشند، این از لحاظ عقل یک انسان با بصیرت مورد قبول نخواهد بود چون هر انسانی به شکل واضح متوجه میشود که هر چیزی که در این جهان وجود دارد سازنده ای دارد که آن را ساخته است پس جهانی که به این عظمت وبزرگی است باید یک سازنده وصانعی داشته باشد.

  • هر انسانی که چیزی را میسازد حتما از ساختن آن چیز هدفی دارد یک مهندس ساختمان خانه ای را میسازد که مستحکم وقوی است ودر این راه هدفی دارد وکشاورزی که میوه ها وسبزیجات را میکارد هدفی از این کار دارد وانسانی که درس میخواند وعلم یاد میگیرد هدفی از این کار دارد وهیچ کاری ممکن نیست انجام دهیم الا باید یک هدفی از این کار در ذهن ما وجود داشته باشد وهیچ انسان عاقلی نیست که کاری را بدون هدف انجام دهد وساعتهای عمر خویش را بدون فایده تلف نماید، پس این جهان به این بزرگی واین کهکشانها وحتی یک سلول بسیار کوچکی که در این جهان وجود دارد باید یک هدفی از خلقت آن وجود داشته باشد، پس نتیجه میگیریم که این جهان بی همتا باید خالقی داشته باشد وآن خالق باید هدفی از این خلقت عظیم خویش داشته باشد، خداوند درسوره مؤمنون آیه 115-116 میفرماید (أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا وأنكم إلينا لا ترجعون- فتعالى الله الملك الحق لا إله إلا هو رب العرش العظيم) آیا تصور میکنید که ما شما را بیهوده وبی هدف خلق کرده ایم وشما به ما باز نخواهید گشت؟ بزرگ آن خداوندی است که مالک حقیقی است وخالق وپروردگاری جز او وجود ندارد واو صاحب این عرش وسلطان بزرگ است.

  • نکته دیگری که باید به آن اشاره کنیم این است که آن سازنده ای که هر چیزی را میسازد باید خود از لحاظ فکری واز لحاظ قدرت از آن چیزی که میسازد بالاتر باشد واین جهان به این بزرگی باید خالقی عظیم ودانا داشته باشد که بی نیاز از تمامی مخلوقات است نه به کمک آنان نیاز دارد ونه به عبادتهای آنان محتاج است وآن وجودی جز وجود غنی وبی نیاز خداوند نخواهد بود که همه مخلوقات به او نیاز دارند در حالیکه او از همگی مخلوقات بی نیاز است خداوند در سوره نمل آیه 41 میفرماید (من شکر فإنما يشكر لنفسه ومن كفر فإن ربي غني كريم) هر كس شكر گذاری کند برای خود کرده است وهر کس که کفر بورزد بداند که خدای من بی نیاز وبخشنده است، وهمچنین خداوند در سوره زمر آیه 7 میفرماید : (إن تكفروا فإن الله غني عنكم ولا يرضى لعباده الكفر وإن تشكروا يرضه لكم) اگر کافر شوید بدانید که خداوند هیچ نیازی به شما ندارد لیکن برای شما کفر را نمیپسندد لیکن اگر شکر گذار باشید خداوند آن را برای شما رضایت میدهد.

  • پس خالق این جهان باید بی نیاز از همه مخلوقات باشد واگر صانعی در این جهان میبینیم باید به آن علت حقیقی باز گردد یعنی باید قدرت وامکانیات خود را از آن قدرت حقیقی بگیرد، وهمه در نتیجه باید به یک خالق ویک صانع برسند.

  • موضوع مهم دیگری که وجود دارد این است که نمیتوانیم بگوییم که این صانع وخالق میتواند متعدد باشد بلکه باید یک قدرت موحد این جهان را ساخته باشد وهیمنت وسلطان یک اله وخالق باید بر این جهان حاکم باشد والا اگر بخواهیم بگوییم که چند خالق وصانع وجود دارد باید مجال سلطنت وهیمنت یکی از آنها با دیگری تضاد پیدا میکند واین امر باعث فساد عالم میشود نه اصلاح آن همانگونه که درسوره انبیاء آیه 22 خداوند میفرماید: (لو كان فيهما آلهة إلا الله لفسدتا) اگر در این جهان خدایی جز خدای یگانه وجود داشت باید این جهان رو به فساد وانحراف وتباهی میرفت.

تکلیف شب

در این درس ما به چهار نکته اساسی اشاره کردیم:

  1. هر چیزی باید صانع وخالقی داشته باشد.

  2. هر چیزی که در این دنیا ساخته میشود بر اساس هدفی ساخته میشود.

  3. خالق وصانع این عالم باید بی نیاز باشد.

  4. خالق وصانع این عالم باید یگانه باشد.

برای اثبات این امور از آیه های قرآنی واحادیث پیامبر گرامی اسلام واهل بیت علیهم السلام استفاده نمایید وچند آیه ویا چند حدیث در بیان این چهار موردی که بیان کردیم را به عنوان تکلیف در این صفحه بنویسید باید یادآوری کنیم که اگر آیه یا حدیثی ذکر میکنید اول اصل آن را به زبان عربی بنویسید سپس ترجمه آن را به زبان انگلیسی:

————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————

Ethics4- درس 1

درس ا- چگونه با انسانهایی که اعتقاد ندارند برخورد کنیم؟

از کجا میفهمیم که خالق وپروردگاریی در این جهان وجود دارد ؟ این سؤالی است که همیشه آن انسانهایی که اعتقاد به خداوند ندارند میپرسند، وبرای ثابت کردن این امر اول احتیاج به بیان مقدمه ای بسیار مهم داریم که اگر این مقدمه برای ما واضح وروشن شد روش اثبات هر امر دیگری برای ما آسان خواهد شد:

  • همیشه دلیل وبرهان را برای کسانی میاوریم که با فطرتی باز بخواهند حقایق را جویا شوند وبه دنبال حقیقت هستند اما انسانهایی که فقط برای جدال ونزاع وبحث بی فایده چنین سؤالاتی را مطرح میکنند وبا آنانی که فطرت وعقل خود را از دیدن تمام حقیقتها بسته اند بحث وگفتگویی نخواهیم داشت چون این انسانها برای یاد گرفتن نمی آیند فقط برای بحث کردن وتمسخر نمودن چنین سؤالهایی را مطرح میکنند وخداوند منان در قرآن مجید نیز به این نکته اشاره کرده است وبه پیامبر خویش محمد صلی الله علیه وآله نیز فرموده که با این افراد بحث وجدال نکن چون اینها کسانی هستند که گوش وچشم وعقل خود را بسته اند ودر تاریکی های کامل زندگی میکنند به خاطر همین نه کلمات در آنها تأثیر میگذارد ونه نور ایمان در قلبهای آنان وارد میشود (صمٌ بكمٌ عميٌ فهم لا یرجعون). سوره بقره 18

  • امام علی علیه السلام نیز به این افراد در حدیثی اشاره میکنند ومیفرمایند که در طول مدتی که من بحثهای متفاوتی را با مردم داشتم هیچ کس نتوانست بر من غلبه پیدا کند الا آنکه جدال کننده بود.

  • بعد از فهمیدن این مطلب متوجه میشویم که ما در بیان این دلایل خود همه مردم را نمیتوانیم قانع کنیم چون حتی پیامبران نیز نتوانستند الا آنان که به دنبال حقیقت هستند ویا آنانکه که بر اساس عقل وفطرت خویش مسائل را میسنجند.

  • دلایلی که انسانهای کافر برای کفر خود ذکر میکنند را در قرآن مجید بحث میکنیم تا برای ما این امر واضح وروشن گردد:

  • 1- تبعيت کردن از پدران واجداد خویش وقبول نکردن ندای الهی: (وإذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل الله قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه آباءنا أولو كان آباءهم لا يعقلون شيئا ولا يهتدون) وقتي كه به آنها گفته میشود که از کلام الهی متابعت کنید گفتند بلکه ما از گفتار وکردار پدران خویش تبعیت میکنیم، آیا خود پدران آنها کسانی غیر عاقل وخارج از هدایت نبودند. سوره بقره آيه 170

  • 2- رسیدن به مرحله تاریکی مطلق که هیچ کلامی در وجود آنها تاثیر نمیگذارد: (إن الذين كفروا سواءٌ عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لا يؤمنون- ختم الله على قلوبهم وعلي سمعهم وعلى أبصارهم غشاوة ولهم عذاب عظيم) بدرستی که این انسانهایی که کافر شده اند چه آنها را نصیحت کنی وچه نکنی ایمان نخواهند آورد، به تاریکی مطلق رسیده اند که چون در راه تاریکی حرکت کرده اند خدا نیز راههای خروج از نور الهی را بر آنها بسته است ویک ختم ومهر الهی همچون پرده ای بر قلبها وگوشها وچشمان آنها آمده است ودر روز قیامت نیز عذاب بزرگی را خواهند داشت. سوره بقره آیه 6-7.

  • 3- تصور میکنند که در این دنیا در حال اصلاح کردن هستند (وإذا قيل لهم لا تفسدوا في الأرض قالوا إنما نحن مصلحون – ألا إنهم هم المفسدون ولكن لا يشعرون) وقتي كه به آنها گفته شود که چرا در زمین فساد ایجاد میکنند میگویند بدرستی که ما همان مصلحان هستیم، لیکن آنان جز مفسدین چیز دیگری نیستند در حالیکه هنوز آن را درک نمیکنند. سوره بقره آیه 11-12

تکلیف شب

آیه های قرآنی دیگری را از قرآن جستجو کنید که برای ما روش خارج شدن کافران از دین اسلامی وعدم قبول کردن حقیقتهای روشن را به ما نشان میدهد آیه را به زبان عربی نوشته وترجمه آن را به زبان انگلیسی بنویسید:

——————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————————

ethics3-درس 2

اخلاق درس 2

از امام صادق علیه السلام آمده است که خداوند به حضرت آدم علیه السلام فرمودند 4 چیز را به تو یاد میدهم که خیر دنیا وآخرت در آنها وجود دارد یکی از تو ودیگری از من وسومی بین من وتو وچهارمی بین تو ومردم:

  • مرا عبادت کنی وهیچ گاه شریکی را در این عبادت قرار ندهی.

  • من در مقابل هر عملی که انجام میدهی ثواب او را به تو میدهم.

  • از تو دعا واز من اجابت

  • هر آنچه برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست داشته باش

مقصود از مرا عبادت کنی وشرک نکنی این است که ایمان آوردن به خداوند وکسی جز اورا عبادت نکنیم

دوم اینکه: برای دور شدن از شرک باید تمام چیزهایی که جلوی عمل ما را میگرند را از خود دور کنیم مثل دوست داشتن پول – مقام- فرزندان- که تمام اینها به عنوان شرک محسوب میشوند و دور کردن ریا وتظاهر در هر عملی که انجام میدهیم تا عمل ما مورد قبول خدا باشد.

خداوند خود گفته است که هر عملی که برای من انجام دهی ثواب آن را به تو میدهم گاهی جزئی از ثواب آن را در دنیا میگیریم وجزء دیگر را در آخرت – وگاهی خدا آن را فقط برای آخرت ما نگاه میدارد.

چرا بعضی وقتها دعا میکنیم ولی مستجاب نمیشود:

  • بعضی از دعاهای ما به صلاح ما نیست وخدا چون ما را دوست دارد اجابت نمیکند.

  • دعاهایی که بر ضد دیگران باشد مثل دعا کردن که کسی بمیرد یا مریض شود مثلا اجابت نمیشود.

  • گاهی وقتها خدا میخواهد اجابت کند لیکن وقت آن بعد از چند سال اتفاق میافتد ولی ما انسانها صبر خیلی کمی داریم.

  • گاهی وقتها خدا به ما نمیدهد چون بهتر از آن را در آخرت میخواهد به ما بدهد.

هر آنچه برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست داشته باش یعنی اینکه:

1 – اگر دوست نداری کسی تو را اذیت کند کسی را اذیت نکن.

2- اگر دوست نداری که کسی تو را از چیزی که دوست داری محروم نکند تو نیز کسی را از چیزی که در دست تو است محروم نکن.

3- اگر دوست داری که کسی پشت سر تو صحبت نکند پشت سر کسی صحبت نکن.

4-اگر میخواهی که فرزندانت به تو خوبی کنند به پدر ومادرت خوبی کن.

5-اگر میخواهی همه تو را دوست داشته باشند همه را دوست داشته باش.

6-اگر میخواهی همه به تو کمک کنند تو هم به همه کمک کن.

پیامبر (ص): فرمودند : کما تدین تدان یعنی هر آنچه که میکنی در حق تو انجام داده میشود.

Ethics3- درس 1

اخلاق درس 1

در این درس در  مورد اخلاق پیامبر گرامی اسلام صحبت خواهیم کرد وجزئی از اخلاق آن حضرت را شرح میدهیم:

  • در روایتها آمده است که (کان رسول الله لا یتکلم فی غیر حاجة طویل الصمت) یعنی از اخلاق پیامبر اکرم این بود که بیهوده سخن نمیگفتند بلکه اگر سخنی را بر زبان میاوردند حتما هدفی از بیان این موضوع داشتند واز گفتن کلماتی که هیچ فایده ای برای مردم ندارد خود داری میکردند ودر بیشتر وقتها سکوت را اختیار میکردند وسکوت کردن از اخلاق پیامبران است که اگر صحبتی ندارند سکوت میکنند واگر سخن میگویند با علم ومعرفت وشناخت صحبت میکنند.

  • (یعظم النعمة وإن دقت ولا یذم منها شیئا) همیشه تمامی نعمتهای خداوند را بزرگ میدارند حتی اگر آن نعمت یک نعمت کوچکی باشد وهیچ وقت بدی از نعمتهای الهی نمیگفتند، ومقصود از این کلام این است که هر چه که در این دنیا وجود دارد نعمت الهی محسوب میشود هر چند که کوچک در نظر ما باشد لیکن خالقی دارد که این خالق آن را بوجود آورده است ونمیشود به نعمتی ازنعمتهای خداوند اهانت نمود یا کلمه نادرستی در مورد آن گفت.

  • از اخلاق پیامبر (ص) این بود که وقت خود را در طول روز به 3 قسمت تقسیم میکردند جزئی از وقت را برای خود میگذاشتند که با آن حاجتهای مردم را انجام میدادند به مسکینان کمک مینمودند وبه سؤالهای مردم پاسخ میدادند و لباسهای خود را خیاطی میکردند، وجزئی از وقت خود را برای راز ونیاز با خداوند سپری میکردند، جزء دیگر وقت خود را برای نشستن با خانواده خود زنان و فرزندان خود میگذاشتند تا با آنها صحبت کنند ودر کنار آنها باشند.

  • همیشه مردم را به متحد بودن با هم دعوت میکردند واز تفرقه جستن ودشمنی کردن با همدیگر آنها را برحذر میدادند تا همه همدیگر را دوست داشته باشند وبا هم متحد شوند والفت ومهربانی در بین تمامی مردم بوجود آید.

  • وقتی وارد مجلس میشدند در هر جای مجلس که جای خالی وجود داشت مینشستند تا جایی که اگر شخصی وارد مجلس میشد وپیامبر را نمیشناخت نمیدانست که کدام یک از اهل مجلس پیامبر (ص) هستند.

  • در موقع نشستن در داخل مجلس با همه افرادی که در اطرافش بودند صحبت میکرد تا دیگران تصور نکنند که کسی را بیشتر از دیگری دوست دارد وبه این وسیله کسی نمیتوانست بگوید پیامبر مرا بیشتر از دیگران دوست دارد یا مرا دوست ندارد.

  • هیچ وقت کلام کسی را قطع نمیکردند وهمیشه منتظر میماندند تا آن شخص که در حال صحبت کردن است کلامش به پایان برسد سپس بلند میشدند ودر هنگام سلام کردن با دست هیچ وقت دست خود را از شخص مقابل بیرون نمیکشیدند تا آن شخص مقابل خود دست خود را بیرون کشد.

  • هر کسی که برای طلب حاجتی پیش آن حضرت میامدند وچیزی را میخواستند رد نمیکردند اگر میتوانستند حاجت او را اجابت میکردند واگر نمیتوانستند با کلامی زیبا با او سخن میگفتند تا به عنوان اهانت کردن مطرح نشود.

  • به تمام یاران خویش تواضع را یاد دادند وبه آنها سفارش میکردند که به بزرگتر از خود احترام بگذارند وبه کوچکتر از خود رحم ومهربانی داشته باشند تا به این وسیله مجلس آنان مجلسی همراه با احترام وادب وآرامش باشد.

  • همیشه پیامبر اکرم لبخندی بسیار زیبا را بر چهره خویش داشتند هیچ وقت کلمه ناپسندی از دهانشان خارج نشد وهیچ وقت کسی را بیش از حد واقعیت مدح ننمودند وهیچ وقت عیبجویی از دیگران نیز نکردند وهیچ وقت با صدای بلند که شبیه فریاد باشد صحبت نمیکردند.